| وداع زرد |
مقبل هنرپژوه کوهنورد جوان بوكاني كه در آخرين سفرش به هيماليا سرپرستي تيم ملي كوهنوردي ايران را در صعود به قله برودپيك بر عهده داشت. مقبل در سال 1362 متولد شده و از سال 77 ورزش كوهنوردي را آغاز كردو به زودي توانست قله هاي ترقي را طي كند . در سال 79 به عضويت تيم ملي درآمد و وي ركورد دار جوانترين صعود كننده به كوه لوتسه نپال، چهارمين قله رفيع جهان به ارتفاع هشت هزار و 416 متري در سن 19 سالگي بود. وي در سال 82 و در قله گاشربروم يك در حاليكه هم طناب مرحوم محمد اوراز بود در اثر سقوط بهمن حدود 600 متر سقوط كرداما زنده ماند ولي به دليل صدمات وارده تا مدتي از رفتن به كوهستان ممنوع بود. وي سرانجام در پاييز 86 و در حالي كه در ارتفاعات بردهزرد بوكان در حال كوهنوردي و آموزش بود حدود 8 متر سقوط كرده به اغماء رفت و چند روز بعد درگذشت. یادش گرامی اوراز |
|
یکشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٦ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
|
|
سهشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٤ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| دومين سالگرد |
آبيترين سلام ها نثار دوستداران کوهستانهای دورباز با دلی آکنده از عشق و با نگاهی آکنده از احساس ديدن٬ به جرايد و به خصوص قسمت ورزشی آنها نگاه ميکنم ولی انگار به جز فوتبال و يکی دوتا ورزش ديگر در اين کشور چيز ديگری وجود ندارد .!!!!!! از خودم ميپرسم «پس کوهنوردی چی شده !!!!؟؟؟؟ چی به سرش اومده ؟؟؟ واسه چی.......؟؟؟ » مات و مبهوت تنها صفحه سفيد کامپيوترمو نگاه ميکنم و تنها جوابم کشيدن يه آهه کوتاهه و والسلام محمد اوراز که ميگن کيه؟؟؟ چی کارست ؟؟؟ کجاست؟؟؟ اينا رو يه مدت قبل يکی که اسم محمد اوراز رو شنيده بود از من پرسيد خواستم بهش بگم که خوب محمد اوراز قهرمان اسطوره ای کوهنوردی کشورمونه ولی ديدم که نه بابا اين اگه بهش بگم که فوتباليست يا ..... نبوده که به مزاجشون خوش نميآد چون نميدونه که کوهنورديه چيه (حق هم داره بنده خدا) باز از خودم میپرسم مگه ميشه ٬ تقصير کيه ٬هيچ کس رو پيدا نکردم که بيشتر از خودم مقصر باشه به خودم ميگم دست مريزات اينه رسمش ٬راستی که دستت درد نکنه ٬اون محمدی که جونشو داد تا نماد هويت تو رو به دنيا بشناسونه رو به همين زودی فراموش کردی ٬فراموش کردی که با چه مکافاتی وارد تيم ملی شد با چه مشقاتی زندگی کرد اما حتی يه بار هم اعتراض نکرد ٬فراموش کردی که سال ۷۷ اورست رو به خاطر نه خودش صعود کرد ٬به همين زودی فراموش کردی که ميگفت «تو راه ملتم اگه جونم رو هم از دست بدم باکی ندارم ٬» به همين زودی صعود آخرش رو از ياد بردی ........ نه ٬ داره يه چيزايی يادم مياد انگار : همين محمد بود که جناب آقای رييس جمهور محترم ٬وقتی از يکی از بزرگترين کسب افتخارات برای اين مرز و بوم برميگشتن تنها بهشون يه جلد حافظ دادن همين محمد بود که .................. (ترسيدم که پرشين بلاگ بهم بيشتر از اين فضا نده و الا خدا ميدونه که شکوه زياده ) راستی باز کم مونده بود که فراموش کنم که چيزی به دومين سالگرد محمد نمونده پس باز بايد از سر و کولمون بزنيم ؟؟؟؟؟/ نه نه نه واسه آونی که تو راه ملتش و پرچمش ٬جونشو بده نبايد گريه کرد بايد اسمشو حک کرد و قاب گرفت و زد به ديوار دل و اسمشو گذاشت شهيـــــــــــــــــد چه اسمه قشنگی ٬اسمی که خدا ٬رو کمتر بنده هاش ميذاره پس خدا بايد خيلی محمد رو دوست داشته باشه و چون خدا خيلی محمد رو دوست داره منم خيلی دوستش دارم راستی باز کم مونده بود فراموش کنم که ...........!!!!!؟؟؟؟ يه دفعه اين شعر به ذهنم خطور کرد با چرخ ستيزه کار مستبز و برو با گردش دهر درمياويز و برو يک کاسه زهر است که مرگش خوانند خوش درکش و جرعه بر جهان ريز و برو شب و روزتون بخير . شماره تماس من : ۰۹۱۴۴۴۳۱۳۶۸
|
|
یکشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٤ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
قهرمان را نبايد کشت !!!!!!!!!!! چندی پيش متوجه شديم که تعدادی ادم بی فرهنگ و تعدادی جغدان شب که بويی از انسانيت نبرده وبنای پيکار با قهرمانی را که نشانه عظمت يک ملت است را دارندو با شکستن سنگهای حمل شده توسط دوستانش که با نوشتن جمله جاودان:اوراز جاودانه شد قصد در مخدوش کردن چهره ی جاودان ابر مرد کوهستان را دارند. ولی زهی خيال باطل...... هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جريده عالم دوام ما . نتيجه گيريش به عهده ی خودتان ..... |
|
پنجشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| نه روی آنکه مهر دگر کس بپروريم |
بزرگ مرد قرن فولاد مرد کوه شکن شير پای قرن بر سکوی کدامين سنگ بر بلندای کدامين کوه بر آسمان کدامين قله هراسيد قلب گاشربروم از تو ای آهن مرد زاده ی سبلان به بار آمده قنديل پرورده دماوند بر بلندای کدامين کوه ؟ زير فولادين پاهايت نلرزيد مگر اورست چوايو شيشاپانگما لوتسه ماکالو راکاپوشی فريادت ميزنند گوش فرا ده با توأند با تو ای حماسه ساز کوهساران ابر مرد کوهستان هيچ باکت مباد هيچ عظيم گامهايت بر بلندای گاشربروم بر بلندای لوتسه بر بلندای اورست خواهد ايستاد جاودان دوباره هيچ باکت مباد هيچ افکنده ای لرزه بر اندام هيماليای پير مهمان خواه نا مهربان بار بنديل بر بند بردار بپاخيز بپا خيز با نام خدايت به پا خيز به پشتوانه ملتت به پا خيز به پا خيز و بنگر فاتحان قلوب صداقت بيداری خلق را بپا خيز بپا خيز بپا خيز اين شعر به ياد محمد عزيز و تقديم به دوستداران واقعيش
|
|
پنجشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
گياه وحشی گياه وحشی کوهم نه لاله گلدان مرا به بزم خوشی های خودسرانه مبر ز زير سنگی يک روز سر زدم بيرون به زير سنگی يک روز ميشوم مدفون سرشت سنگی من زادگاه اندوه است چرا ز يارم و ديارم دلم نميخندد ز من طراوت و نرمی و رنگ و بو مخواه گياه وحشی کوهم در انتظار بهار مرا نوازش گرمی به گريه می آرد مرا به گريه نيار مرا به خانه ببر اين يکی از شعرهايی بود که محمد خيلی دوست داشت که من اين جسارت را به خود ميدهم که آن را تقديم کنم به همه دوستداران محمد عزيز |
|
پنجشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| به نام حضرت دوست |
محمد جان در نبود تو٬ از نقده دوست داشتنی با کوهنوردان بزرگش که پناهگاه رنجهايم بود ٬ گريزانم. اما وظيفه داشتم همچنان که در اولين صعود هشت هزار متری تو ( ابر مرد و شاخص کوهنوردی ايران) خدمت رسيدم ٬امروز در سکوت و سوگ به خاک بوس مزارت بيابم . شايد التيامی باشد بر دردهای ساليان دراز گذشته . زاگرس ٬ در رفته ها با آن شکوه تکيه به ما داشت امروز؛ گاهی مرا و شايد فردا ديگری را به سخره مينشيند اينست که کوهمردان بزرگی همچو تو را خدا دوست دارد که در اوج افتخار و اقتدار از جهان فانی به نزد خويش ميبرد ٬تا در اين زر و زور و تزوير آلوده نشوند و اسطوره بمانند و تو عزيز ٬مانا و ماندگار شدی در اين جهان و جايگاه روحانی و ملکوتی يافتی در پيشگاه الهی . با تشکر از استاد گرانقدر و عزيز و کسی که عمری برای ورزش اين مملکت تلاش کرد و با آرزوی موفقيت. |
|
شنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| دايره ی قسمت |
| باز با کوله باری از ناگفته ها به صفحه سفيد مانيتور کامپيوترم خيره ميشوم به اميد اين که در آن چيزی بيابم ولی دريغا .......... عزيزانم همچون استاد گرانقدر جناب آقای فاريابی و زارع مرا تشويق به نوشتن وبلاگم ميکنند ولی دريغا که هر وقت که خواسته ام اين کار را بکنم با انبوهی از ابهامات درد انگيز مواجه شده ام که گويی توانای حل آنها را ندارم . آخر از چه و از که بنويسم از کسی که حتی خود توانای شناختنش را پيدا نکردم از کسی که آنقدر بزرگ بود و هست که در ذهن کور ما نميگنجد . از چه بنويسم از مسؤلین محترم استان که حتی اجازه تشکيل مراسم سالگرد قهرمان طلا ييشان و اولين مسلمان فاتح اورست را ندادند . از مسئولين محترم سازمان که آنقدر محمد را در پله های سازمان با قول دادن کار بالا پايين بردند که در نهايت او را از داشتن حق طبيعی که همان حياتی است که خداوند تبارک و تعالی به انسان عطا فرموده منع کردند . چرا.............. آيا به راستی اين است قدر دانی از زحمات قهرمانی که جانش را بر سر آرمانش نهاد . آيا به طريقی دگر نميشد قدر دان زحمات اين شير مرد شد . راستی جايگاه اينان در جامعه ما کجاست . امروز من خوشحالم ، خوشحال از اين که محمد از تمام اين درد و رنجها رهايی يافته ، خوشحالم از اينکه .......... ولی غمينم چون دگر محمد را در کنار خود نميبينم............ . نمیدونم دلم دیوونه ی کیست اسیر نرگس مستونه ی کیست. در پايان از تمام دوستان عزيزم که در طی مسير زندگی مرا صميمانه راهنمای راه بودند صميمانه متشکرم . به اميد ديدار همه ی شما عزيزان |
|
یکشنبه ۳ آبان ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| اخبار سالگرد پهلوان |
http://www.syna.ir/news/news_8777.html http://www.syna.ir/news/news_8783.html http://www.iribnews.ir/Full_fa.asp?news_id=123642716282159
|
|
چهارشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| ساوالان تور |
له بيرت دی کاتی له دايک بووی تو ده گريای و عاله م پی ده که نين وا بژی پاشی مردنت هه ر تو پی بکه نی و عاله می بوت بگرين سلاو له قاره مانی نه مر : به ريزی کورد هاتووين .پاله وانيک که وه کوديکه پاله وانانی ئه م خاکه ژيا و نه ناسراو رويشت . شه هيد يک که ناوی ايران و به تايبت کوردی زيندو هيشت . هه مو پير و جوان ترک و کورد فارس و بلوچ هاتووين په يمان ببه ستين که وه کو ئه وراز ئه وينداربين و ئه و يندار بمينين. ئه وينداری ئايينی پاله وانی وه کو باوکه کانمان ؛ئه وينداری هيوا و ئوميد ئه وينداری کويستانٍٍ و ته بيعت و پاکی و ئه وينداری ئه و که له هه مو که س و هه موشت پاکتره. هاتوين پيکه وه په يمان ببه ستين که وه کو ئه وراز دوور بين له بی ئامانجی و پيسی ده مار و ئه و بيرانه ی که ئينسان سه وز ناهيلی . وه کو ئه و بژين که ئه مرومان باشتر له دويکه و داها تومان باشتر له ئه مرومان بی. هاتوين که وه کو چاوی تينوی ئه وراز بير که ينه وه که ته نيا گه يشتن به لوتکه ی کيوانی پر به رفوو ته ماوی ئه وی .شتيک له نيو دليا هانی ئه دا :ئه وراز!هه سته؛به رزايی و لوتکه له ولای هه ره سه ؛له و لای مردنه. له به فرو هه رس مه ترسه.لوتکه له ريی تو و يستاوه تا هه مو بزانن که تو رويشتنت ئه وی ؛نه مانه وه با تشکر از خواهر عزيز صديقه سيدی بدليل احساسات پاک و خواهرانيشان |
|
جمعه ٢٠ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| Rory stewart |
Thank you for writing. I came here to Pakistan to see Muhammed in hosptial. RORY stewart (نويسنده بزرگ انگليسی که با محمد مسير بازرگان تا اصفهان را پياده طی کرد و ارادت خاصی به محمد داشت که حتی هنگام شنيدن خبر سقوط محمد خود را به پاکستان رسانده و همسفر عزيزش را تا آخر راه بدرقه راه بود بر او و بر اين جوانمردی, مروت و عشقش سلام و درود ميفرستيم رودريک در مورد محمد ميگويد ـ محمد به راستی انسانی استثنايی بودـ) يادمان باشدازامروز خطايی نکنيم گر که درخويش شکستيمصدايی نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پايی نکنيم.
|
|
پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| ديدار با پروردگار |
تابستان شهريور ماه ۸۲ روز سه شنبه روز غمباری بود روزی بود که محمد اوراز قهرمان تمام دنيای به اين بزرگی در رشته ی کوهنوردی در حالی که همه ی دنيا دعا ميخوانند تا شفا يابند درگذشت همه از اخلاق و رفتار او تعريف ميکردند طوری که نا خدا گاه شعری به ذهنم خطور کرد در آن روز چنان چيزی ميديدم که در تمام عمر خود مشاهده نکرده بودم در آن روز همه آنچنان گريه ميکردند که اشک از چشم خانواده ما هم جاری شد حالا به افتخار اين قهرمان فراموش نشدنی شعر خود را در پايين مينويسم (کردی ) به بونه ی وه فاتی روله ی شيری کورد په رورده ی خاکی پاکی کوردستان . روله ی کوردی دلير بوی تو گه وهه ر بوی تو شير بوی خوری ئه وه رست ئه تو بوی روله ی کورد بوی تو زه ر بوی هه لوی قه نديل و شاهو هه ر ئه تو بوی هه ر ئه تو هيچت نه ويست له جيهان روله ی کوردی قاره مان به زستانی سارد و سه رما ميدالت بو کورد هينا هه تا له دنيا مابوی که س قه دری نه زانی ئه ستا که تو نه ماوی دهزانن قاره مانی ئه م روژه که رويشتی نه مای له جيهان کوردان دستيان کرد به شين و گريان ئه ی روله ی کورد له بو تو هاسمانيش پريشان بو له م روژه تاريکه دا کوردان خوين ده بارينن هه ورهکانيش له ئا سمان ده گريه ن وده گرمه نن احساسات پاک و معصومانه ی دختر بچه ی دبستانی به نام فرشته خضر زاده از شهرستان نقده نسبت به پهلوان محمد اوراز .
|
|
پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| dan |
I am very sad to hear about the death of mohammad oraz and send my condolencesto all of his friends and familyand colleagues.with best regards your sincerelly Daniel mazor |
|
پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| هيماليا گهواره تو |
نباشند برفهای دماوند که باشند شاهد دوری تو هيماليا برايت کوچک بود صعودی بزرگ پيش رو داشتی صعودی بر بلندای استقامت ديدی به نوک قله نرسيده صعود کردی صعودی اين چنين ديده بودی کوه مادر بزرگان است و هيماليا گهواره تو . به عنوان يک هديه احساسی تقديم به يک قهرمان . (احساسات خانم سپيده جويباری نسبت به پهلوان محمد اوراز ) با تشکر از خانم جويباری و احساسات لطيفشان و با آرزوی موفقيت ايشان در تمامی مراحل زندگی . اوراز. |
|
پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| william hana |
|
Dear Mohammad, Greetings from Ireland! Do you remember trying to take me to the top of Damavand 2 years ago? I remember it very well and really enjoyed it, and I have often prayed for you since then. I am going to be back in Iran from 23 September to 3 October. If you were in Tehran I would like to meet |
|
پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| مسلمانان مرا روزی دلی بود |
زندگينامه و فرازی از افتخارات زنده ياد (محمد اوراز) کوه را وحشتناک دوست ميداشت . (در دامان قنديل پرورش يافتم تا سرانجام اورست را به زانو درآوردم .) در شامگاه۲۵ شهريور سال ۱۳۴۸ در گوشه ای از اين کره خاکی (شهرستان نقده) کودکی ديده به جهان هستی گشود . که بعد ها فاتح رفيع ترين قلل جهان گشت وپای بر ستيغ دنيا نهاد و لقب سلطان اورست را برازنده قامت سر وگونه خويش ساخت. اين فرزند برومند کسی نبود جز قهرمان بلند آوازه و پر افتخار ترين کوهنورد ايران سرافراز محمد اوراز . محمد زمانی از مادر متولد شد که پدر بزرگوار ايشان حاج احمد اوراز به واسطه شرکت در مبارزات آن زمان بر عليه رژيم ستمشاهی دوران حبس را در زندان فلک الا فلاک سپری می نمود و اين آغاز توأمان با درد و رنج دوری از پدر، سرآغاز زندگی بزرگ مرد تاريخ کوهنوردی ايران زمين را رقم زد . محمد اولين سالهای زندگی را به سبب مشکلات ناشی از دستگيری پدر و سپس تبعيد آن بزرگوار به شهرستان کاشمر به دور از زادگاه و در نهايت ناملايمات روزگار به همراه خانواده در آن شهرستان سپری نمود و بعد از سه سال به شهرستان نقده بازگشت ودر همان اولين روزهای زندگی مجبور به تحمل مشکلات ناشی از زندگی در تبعيد شد و شايد همين نحوه شروع زندگی بود که نطفه اراده پولادين را در وجود محمد بنا نهاد . سال ۱۳۵۵ مصادف بود با شروع دوران تحصيل محمد و ايشان دوران ابتدايی و راهنمايی و دبيرستان را با موفقيت تمام در شهرستان نقده سپری نمود و در سال ۶۵ـ۶۶ موفق به أخذ مدرک دیپلم در رشته اقتصاد وعلوم اجتماعی شد . بعد از گرفتن دیپلم علی رغم شايستگی های فراوان به سبب مشکلات ويژه که خاص آن دوران بود از ورود به دانشگاه باز ماند .
از سال 1367الي 1369وارد دوران خدمت سربازي شد و پس از پايان خدمت دوباره تلاش جهت ورود به دانشگاه و طي مدارج عالي تحصيل را آغاز نمود تا بالاخره در سال 1373موفق شد در رشته ي كارشناسي تربيت بدني دانشگاه اروميه تحصيلات عاليه خويش را آغاز نمود و در سال 1379 با وجود وقفه ي بسيار( به سبب شركت در اردوهاي تيم ملي) موفق به اخذ مدرك كارشناسي تربيت بدني از دانشگاه مذكور گشت .اوراز قهرمان از همان ايام كودكي علاقه وافري به طبيعت داشت و سكوت و صداقت و پاكي حاكم بر طبيعت و كوههاي بكر منطقه و هضم شدن در آن را ميتوان سر آغاز شكوفايي استعدادهاي ذاتي ايشان بيان كرد . سال 1367در اولين تجربه ي پيش از ورود به دنياي حرفه اي كوهنوردي گروه قنديل را بنا نهاد و بعد از آن فعاليتهاي خويش را در گروه كوهنوردي سامرند شهرستان نقده ادامه داد تا بالاخره در سال 1373به همراه جمعي از دوستان پيشكسوت اين رشته در سطح شهرستان گروه كانون كوهنوردان نقده را تأسيس كرد و آغاز فعاليتهاي اين گروه را ميتوان سر آغاز ورود محمد به دوران زندگي حرفه اي در رشته ي كوهنوردي قلمداد نمود .سال 1376براي اولين بار پس از فراخوان فدراسيون كوهنوردي در اردوهاي آماده سازي تيم ملي جهت اعزام به قلل گاشربروم دو و راكاپوشي در كشور پاكستان شركت نمود وبا نشان دادن توانمنديهاي لازم موفق به عضويت در تيم اعزامي به قله راكاپوشي با ارتفاع 7788گشت .ودر همان سال به اتفاق 6 نفر از دوستان و اعضاءتيم موفق به صعوداين قله شد و اولين تجربه ي هيماليا نورديش را با موفقيت كامل پشت سر نهاد .سال 1377را ميتوان نقطه عطف تاريخ زندگي محمد اوراز دانست در اين سال قهرمان بلند آوازه ايران زمين در حركتي تاريخي موفق شد به همراه سه نفر از اعضاء تيم ملي كوهنوردي رفيعترين قله جهان را به زانو درآورد و بدينسان آرزوي چندين و چند ساله ايرانيان را برآورده سازد و نام خويش را به عنوان فاتح رفيع ترين قله جهان بر پيشاني تاريخ ايران زمين حك نمايد بعد از صعود به قله اورست هر روز برگ زرين ديگري بر افتخارات اين قهرمان نامي اضافه شد و هر قدمي را كه پشت سر مي نهاد پله اي بود در جهت رشد و تعالي وآشكار شدن هر چه بيشتر توانمنديهاي ذاتي بزرگمرد كوهنوردي ايران زمين و به طبع آن در جهت رشد و تعالي ايران عزيز. و بالاخره محمد در سال 1382 پولادين گامهايش را بر بلنداي گاشربروم ميگذارد غافل از اينكه اين سست پير ميهمان كش را ياراي ايستايي با قدوم محمد نيست ، و محمد دريادل پاي در آن قله نهاد كه كاشربروم از هراس بر خويش لرزيد و قاصدي فرستاد تا جامه هاي سياه بر قله هاي دماوند – قنديل و سبلان بر كشند و ساليان سال در انتظار مردي چون محمد باشند. در اينجا به بيان گوشه اي از افتخارات اين ابر مرد ايران زمين ميپردازيم: ـ دوران تحصيل راهنمايی در مدرسه سيد قطب و شهيد محمد رئوف وقاضی محمد . ـ دیپلم رشته اقتصاد اجتماعی فارغ التحصيل خرداد ۱۳۶۶ ـ سال ۱۳۷۹ أخذ گواهينامه رشته کارشناسی تربيت بدنی محض (دانشگاه ادبيات و علوم انسانی دانشگاه اروميه) ـ سال ۱۳۷۶ کسب مقام اول آسيا در صعود به قله راکاپوشی ـ فتح قله اورست در سال ۱۳۷۷ (مقام طلای جهان )ارتفاع ۸۸۷۸متر ـ سال ۱۳۷۹ أخذ گواهينامه دوره مربيگری درجه ۲ يخ و برف ـ سال ۱۳۷۸ کسب مقام اول جهانی در رشته کوهنوردی ـ سال ۱۳۷۸ صعود به قله چوايو ( ارتفاع ۸۲۰۱متر ـ مدال نقره جهان) ـ کسب مربيگری درجه ۱ سال ۱۳۷۸ ـ فتح قله شيشاپانگما به ارتفاع ۸۰۱۲ متر سال ۱۳۷۸ ـ کسب دو دیپلم از فرانسه ( جولا و آگوست ۱۹۹۹ ) ـ فتح قله ماکالو به سال ۱۳۸۰ بدون ماسک اکسيژن مقام طلای جهان ـ سال ۱۳۸۱ فتح قله لوتسه بدون استفاده از ماسک اکسيژن به ارتفاع ۸۵۱۶ متر ( مدال طلای جهان) ـ سپتامبر ۲۰۰۱ صعود به قله آرارات در معيت تيم پيشکسوتان ـ سال ۱۳۸۱ انتخاب به سمت امور اجرايی فدراسيون کوهنوردی ـ سال ۱۳۸۲ أخذ گواهينامه مربيگری درجه ۲ سنگنوردی ـ صعود به قله گاشربروم يک تا ارتفاع ۷۹۰۰ متر مقام طلای آسيا ـ مرد سال کوهنوردی در سال های ۷۸-۷۹-۸۰ ـ مربيگری تيم های ملی جوانان و بزرگسالان ـ دارنده اولين مدال طلای تاريخ ورزش آذربايجان غربی - فتح قله مون بلان بلندترين قله قاره اروپا در سال ۱۳۷۸ ياد باد آن شير آهن کوهمردی که هرگز از مزگ نهراسيد. اوراز. |
|
پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
روزی که جان فدا کنمت باورت شود دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد پاينده است کسی که در پستی و بلندی کهسار زندگی زیست و در سپيدی آن خاموش شد با تشکر از گروه کوهنوردی دانشگاه صنعتی شريف از طرف خانواده زنده ياد محمد اوراز. |
|
پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
شنيدم که چون قوی زيبا بميرد فريبنده زاد و فريبا بميرد شب مرگ تنها نشيند به موجی رود گوشه های دور و تنها بميرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در ميان غزل ها بميرد شب مرگ از بيم آنجا شتابد کز مرگ غافل شود تا بميرد من اين نکته گيرم که باور نکردم نديدم که قويی به صحرا بميرد چو روزی ز آغوش دريا بر آمد شبی هم در آغوش دريا بميرد تو دريای من بودی آغوش وا کن که ميخواهد اين قوی زيبا بميرد |
|
چهارشنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| ياد دوست |
به نام يگانه هستی عالم وجود به ياد محمد عزيز و به نام خالق کوهها زندگی بال و پری دارد اندازه عشق پرشی دارد با وسعت مرگ گفته اند که محمد اوراز ۶۰۰متر سقوط کرده است. ولی خوب ميدانيم که اوراز نه تنها ششصد متر بلکه تا بينهايت به دامان عشق صعود کرده است .امروز اورست به خود می بالد که سر آمد کوهنوردان را در خود داشته است . او رفت تا صعود را معنای دگر بخشد و از عشق تعريفی نو نمايد اورازی با خود داشت........... (با تشکر از هيأت کوهنوردی بانوان استان استان تهران). خانواده پهلوان محمد اوراز. و با تشکر از تمامی دوستداران محمد عزيز و تمامی کسانی که محمد عزيزرا هيچ گاه فراموش نکرده و نخواهند کرد قربان همگی شما
|
|
سهشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| سلام چو بوی خوش آشنايی |
سلام |
|
چهارشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸۳ - سيامند اوراز | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
















